۲۳ بهمن ۱۴۰۰ / ۱۵:۰۱:۵۱
۴۴۰


آرایه اغراق یکی از آرایه‌ های ادبی معنوی پر کاربرد است که در انواع ادبی از ادبیات حماسی گرفته تا غنایی و عاشقانه کاربرد دارد. 

به نام خدا

 

آرایه اغراق یکی از آرایه‌ های ادبی معنوی پر کاربرد است که در انواع ادبی از ادبیات حماسی گرفته تا غنایی و عاشقانه کاربرد دارد. زیباترین اغراق ها را می‌توان در شاهنامه فردوسی دید. اغراق، مناسب ترین ابزار برای آفریدن صحنه های حماسی است. اما غزلیات عاشقانه سعدی و حافظ و دیگر شاعران بزرگ نیز از آرایه اغراق بی نصیب نمانده است. در این مطلب این صنعت ادبی را با مثال های مختلف بررسی می‌کنیم. 

 

آرایه اغراق یعنی چه و چه کاربردی دارد؟
مهم‌ترین شاخصه ی آرایه اغراق و مبالغه، بزرگنمایی است. هنگامی که شاعر یا نویسنده صفتی را در فرد یا پدیده ای برجسته و بزرگنمایی کند که مطابق عرف و عادت جاری پذیرفته نیست و درعالم واقع امکان دست یابی به آن صفت وجود ندارد یا بسیار بعید است می گوییم آرایه ی اغراق به کار برده است.

 


اغراق، از نظر چگونگی اندیشه و خیال شاعرانه، پس از مبالغه قرار می‌گیرد. در اغراق، شاعر سخنی می‌گوید که عقل آن را می‌پذیرد، اما وقوع آن در در زندگی روزمره ناممکن و ناشدنی است. بیت زیر از سعدی، نمونه‌ای از اغراق است:

به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان را
تو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی

 

چند مثال از اغراق را بیان می‌کنیم.

 

اگر کوه آتش بود بسپرم
از این تنگ خوار است اگر بگذرم
 

اینکه آتش به‌اندازه کوه باشد، اغراق‌آمیز است.

***

یکی تازی‌ای برنشسته سیاه
همی خاک نعلش برآمد به ماه
 

در این بیت، شاعر می‌گوید حرکت اسب چنان بوده که خاک نعلش به آسمان رسیده است. اغراق در این بیت واضح است.

***


برای تمرین بیشتر : 

 


در همهٔ گزينه‌ها آرايهٔ «اغراق» برجسته است، به جز ............ .


1 ) 

اگرچه نقش ديوارم به ظاهر از گران‌خوابی  ...  اگر رنگ از رخ گل می‌پرد بيدار می‌گردم

2 ) 
در دام غم تو خسته‌ای نيست چو من  ...  وز جور تو دل‌شكسته‌ای نيست چو من


3 ) 

كوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت  ...  تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع


4 ) 

از بس به ديدهٔ دل، دريای خون زند جوش  ...  ترسم ز سيل اشكم عالم خراب گردد

 

 


کدام گزینه دارای آرایۀ اغراق می‌باشد؟


1 ) 

روی جانان طلبی آینه را قابل ساز  /  ورنه هرگز گل و نسرین ندهد ز آهن و روی


2 ) 

ماییم و سینه‌ای که بود آشیان آه  /  ماییم و دیده‌ای که بود آشنای اشک

3 ) 
مشت خاشاکی کجا بندد ره سیلاب را؟  /  پایداری پیش اشکم کار دامن نیست نیست


4 ) 

گفتم از ورطه عشقت به صبوری به درآیم  /  باز می‌بینم و دریا نه پدید است کرانش

 


چندرسانه‌ای :



برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.